دسته‌ها
فضای خانگی

خانه‌های امروزی؛ زیستن در ذهن دیگران

«معناهای بسیار زیادی برای خانه فرض می‌شود حال آن‌که در مقام مقایسه، کار کمی بر روی این معانی شده است. یک فهم نامتعادل از جهان وجود دارد؛ فضاهای خانگی زندگی ما به اندازه فضاهای عمومی مورد توجه قرار نمی‌گیرند. ما کارهای به مراتب بیشتری بر روی مکان‌های کاری داریم تا بر روی مکان‌های خانگی. این کتاب تاحدی این عدم تعادل را تصحیح می‌کند و توجه خود را به یکی از مهم‌ترین مکان‌ها معطوف می‌سازد.» (Short, 1999: ix, in: At Home)

آن‌چه در بالا آمد، بخشی از مقدمه یکی از منابع مهم در زمینه انسان‌شناسی فضای خانگی است، کتابی که مدعی است قصد دارد همه بخش‌های معمولی و بدیهی خانه را از نو مشاهده کند. انسان‌شناسی فضای خانگی، مرکزیتی آشکاری برای خانه در کلیت فرهنگ قائل است و آن‌را مفهومی فراتر از کارکرد ابتدایی سرپناهی‌اش در نظر گرفته و هویت را نیز از خلال آن می‌جوید. از این منظر، «خانه» و «غیرخانه» در فضای جغرافیایی، معادل «خود» و «ناخود» در فضای روانی است. این گرایش معتقد است که بخش عمده‌ای از خاطرات انسان، خانگی هستند و این فضا همچنین، منشا بسیاری از تجربه‌های خوب و بد انسانی است. فضایی که بیش از قدرت حاکمه، خود افراد با خواسته‌ها و آروزها و سلایقشان به آن شکل می‌دهند. به همین دلیل مملو از نشانه‌های شناختی‌ایست که عموما بخش‌های کمتر سانسور شده ذهن افراد را به تصویر می‌کشد. به همین دلیل مطالعه بخش‌های مختلف خانه حائز اهمیت است.
البته این توجه انسان‌شناسان به موضوع خانه و فضای خصوصی را می‌بایست در راستای اندیشه‌های برخی فیلسوفان پدیدارشناس معاصر چون مارتین هایدگرآلمانی و نیز گاستون باشلار فرانسوی دانست، کسانی که درصدد اعاده حیثیت از مفهوم سکونت و سکونت اصیل بودند و در این بین، اهمیت ویژه‌ای به فضای خانگی می‌دادند تا جایی که کریستیان نوربرگ شولتز، معمار متاثر از هایدگر، تعبیر «ذره‌ای از گیتی» را برای آن به کار برد، «فضایی در دل فضا که ساختار مقدماتی محیط را تکرار می‌کند» (شولتز، ۱۳۸۷: ۱۴۶) و یا باشلار، آن‌را «گهواره‌ای» نامید که «آدمی پیش از افکنده شدن به جهان در آن نهاده شده است» (همان: ۱۴۱) او در کتابی با عنوان «شعرگونه‌های فضا»[۳]، بُعد شعرگونه، خیال‌انگیز و خاطره‌انگیز فضا را مطرح می‌کند که متفاوت از فضای سه‌بعدی دکارتی و تعریف رایج بین طراحان و سازندگان خانه است. خانه از نظر او اهمیتی ویژه دارد، هم ساختمانی واقعی با طول و عرض و ارتفاع است، ساختمانی که از موادی نظیر آجر، تخته، سنگ و چوب ساخته شده و هم، ماهیتی خیالی و ذهنی است که از خلال خاطرات انسان‌ها قابل رویت می‌شود. به عبارت دیگر، خاطرات، بُعدی از خانه هستند که به گونه‌ای نامرئی، به بُعد فیزیکی و سه بعدی آن متصل شده‌اند. (Moran, 2006: 28, in: Our house)
با این‌حال انسان شهرنشین امروز در دنیایی زندگی می‌کند که بسیاری از بخش‌های آن خارج از حوزه نظر، اختیار و عمل او شکل می‌گیرد که خانه نیز یکی از همین بخش‌هاست. در دنیایی که گفتمان مهندسی و معماری توانسته با ارزش‌های مورد تبلیغ خود و هشدارها و بشارت‌هایش خانه‌سازی را از سنت‌های مردمی خود خارج کرده و به دست بگیرد، آن‌چه ساخته می‌شود برگرفته از نیازها و ارزش‌های مردم ساکن در آن نیست. سازماندهی فضا به گونه دیگری صورت می‌گیرد و جهان‌بینی دیگرانی در قالب خانه‌ها تجسد می‌یابد که لزوما نمی‌دانند چه کسانی قرار است در خانه سکونت یابند. در بهترین حالت که فرآیند ساخت‌وساز به صورت اصولی و سازماندهی شده طی شود (و نه توسط بسازوبفروش‌ها که خود جریان دیگری هستند)، انبوه‌سازان بنابر گرایش‌ها و ذهنیات مهندسان خود، فضاهای یک‌شکلی را تولید انبوه کرده و در اختیار خریداران و استفاده‌کنندگانی با ویژگی‌های متفاوت و متنوع فرهنگی قرار می‌دهند. ذهنیتی که معلوم نیست تا چه حد توانسته بومی و ایرانی شود و چه ارتباطی با سنت‌های مردمی و محلی خانه‌سازی دارد؟ مهندسان امروز ایران در چه سنتی تحصیل کرده و چه مفاهیم و ارزش‌هایی را درونی کرده‌اند؟ از فرهنگ و خواسته‌های ساکنان خانه‌هایشان چه می‌دانند و در ساخت یک بنا به دنبال چه هستند؟
واقعیت مسلم آنست که در این شیوه جدید، افراد عملا امکان زیادی برای تعیین شکل خانه خود نداشته و در موارد بسیاری نیز مجبور به استفاده از خانه‌هایی هستند که پیش از این ساخته شده و اکنون در اختیار آنان قرار می‌گیرد. به عبارت دیگر، خانه نیز مثل بسیاری از عناصر دیگر، به کالای پیش‌ساخته‌ای تبدیل شده که قابل خرید و فروش است. این روند، طی چند دهه اخیر در ایران نیز اتفاق افتاده و امروزه در بسیاری از شهرهای کشور، خانواده‌ها و خواست آن‌ها از فرآیند خانه‌سازی حذف شده‌اند. به عبارت دیگر افراد مجبور به زندگی در فضایی می‌شوند که دیگری با نظم ذهنی خود آن‌را شکل داده و الزاما سنخیتی با نظم ذهنی خودشان ندارد. همین مسئله کالایی شدن فضای خانگی باعث اعمال فشار روانی بر افراد و ایجاد مشکلاتی برای خانواده‌ها شده است، مشکلاتی که بدون شک کیفیت زندگی را تحت تاثیر قرار داده‌اند. اهمیت توجه به این مسئله تاحدی است که برخی از بزرگان معماری، خود دهان به انتقاد گشوده و بزرگترین بحران دنیای معاصر را بحران «خانه» عنوان کرده‌اند. از جمله می‌توان به لوکوربوزیه اشاره کرد که می‌گوید: «اسکان نادرست انسان را باید علت واقعی و ریشه‌ای ناآرامی‌های اجتماعی معاصر دانست.» (شولتز، ۱۳۸۷: ۱۶۹)
مجموعه مطالب و مصاحبه‌هایی که پس از این به صورت هفتگی منتشر می‌شوند قصد آن‌را دارند که از منظری انسان‌شناختی، فضای خانگی را مورد بررسی قرار داده و به عبارت دیگر، معماری امروز ایران در حوزه فضای خانگی را از منظر خود ساکنان نقد کنند. به این شیوه تدریجا می‌توان فاکتورهای مطلوبیت فضای خانگی را از منظر فرهنگ و ساکنان استخراج کرده و در پژوهش‌های بعدی مورد بحث‌ قرار داد. از مهم‌ترین دستاوردهای این مصاحبه‌ها می‌تواند ایجاد موضوعاتی برای بحث‌های میان‌رشته‌ای بین معماران، کارشناسان عمران و کارشناسان علوم اجتماعی باشد.

منابع:

نوربرگ- شولتز، کریستیان، ۱۳۸۷، ترجمه محمود امیریار احمدی، مفهوم سکونت: به سوی معماری تمثیلی، تهران، نشر آگه.

Smyth, Gerry , Croft , Jo, 2006, Our house: the representation of domestic space in modern culture, Amsterdam – New York, Rodopi pres

-Cieraad, Irene, 2006, At Home: An Anthropology of Domestic Space (Space, Place, and Society), New York, Syracuse University press

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

چهار × 5 =