دسته‌ها
اتنوموزیکولوژی

ساختار سه تار

تغییر ساختار سازهای ایران موضوعی است که طی چند دهه گذشته بسیار مورد توجه بود است. این تغییرات به دلایل و با اهداف متفاوتی چون اصلاح ساختار سازهای و استانداردسازی آن‌ها صورت گرفته است. با این حال هنوز آنچنان که باید و شاید در مورد سازهای ایران اندیشیده نشده است. یکی از شاهدهای قابل ذکر برای این ادعا نبود متن‌های توصیفی و تحلیلی جامع از سازهای ایران است. این موضوعی است که در مقاله «سه‌تار، گذری بر چند تعریف از یک ساز» نیز کمبود

آن قابل توجه می‌نمود. در نوشته حاضر تلاش شده است به عنوان یک نمونه اولیه گذری داشته باشیم بر شکل، جنس، محل قرارگیری و درنهایت، عملکرد قطعات تشکیل دهنده سه‌تار. انتظار می‌رود توصیف و تحلیل دقیق‌تر عملکرد اجزای تشکیل دهند سازها، بنیان‌هایی را فراهم آورد که بر پاییه آن، فرصت نقد دقیق‌تر موضوعات مرتبط با ساز و سازسازی برای سازندگان و سایر اهالی موسیقی فراهم شود.

اگر سه تار را از محل اتصال کاسه و دسته به دو نیم تقسیم کنیم کاسه، صفحه، خرک، سیم گیر و قلوه در نیمه پایینی قرار خواهند گرفت. نیمه بالایی نیز شامل دسته، سرپنجه، پرده ها، گوشی ها و شیطانک خواهند بود و سیم‌ها از گوشی ها (که در منتهالیه نیمه بالایی قرار دارند) تا سیم گیر (که در انتهایی ترین قسمت نیمه پایینی قرار دارد) کشیده می شوند. به این ترتیب در این نوشته منظور از بالا و پایین تقسیم ساز از محل اتصال دسته و کاسه است.

کاسه

کاسه از لحاظ ظاهری هذلولی است که غالبا گلابی شکل تشبیه شده است. درحقیقت، کاسه سه تار، یک بیضی است که یک سر آن کمی کشیده شده است. کاسه در سه تارهای ترکه ای از آنجایی که از چندین ترکه ساخته می شود اغلب کاملا گرد نبوده و زاویه دار است. کاسه های ترکه ای غالبا از پیشانی و ترکه ها تشکیل می شوند؛ اما در سه تارهای کاسه یک تکه که از تنه درخت (غالبا درخت توت) تراشیده می شود سازندگان سعی می کنند کاسه کاملا قرینه و مدور باشد. در سایر سه تارهایی که از کاسه های طبیعی (مثل کدو، لاک لاک پشت و…) استفاده شده شکل کاسه کاملا به شکل عنصر طبیعی به کار رفته برای آن وابسته است. اگر سه تار را از محل اتصال کاسه و دسته به دو نیم تقسیم کنیم کاسه، نیمه پایینی ساز را تشکیل می دهد. کاسه از لحاظ عملکردی، جعبه صوتی ساز (Resonance Box) است. میزان تشدید صدا در کاسه به عوامل متعددی از جمله حجم، نسبت اندازه ها و نیز به مشخصات صفحه سه تار بستگی دارد. بعضی از سازندگان بر روی کاسه، سوراخ هایی ایجاد می کنند و معتقدند بر نوع صدا موثر است.

صفحه

شکل صفحه سه تار درحقیقت، برش طولی شکل کاسه سه تار است، بنابراین شکل صفحه نیز غالبا گلابی شکل (اَمرود شکل) است. صفحه سه تار غالبا از چوب توت ساخته شده و پس از تراش خوردن و نازک کردن آن بنابر تجربیات سازنده بر روی کاسه نصب می شود. صفحه سه تار از لحاظ عملکردی، بخشی از کاسه را تکمیل می کند. محل قرارگیری خرک است که درنهایت به واسطه آن، ارتعاش سیم ها جهت تشدید، به کاسه منتقل می شود.

سوراخ های روی صفحه

سوراخ های روی صفحه یا گل، از لحاظ شکل و تعداد بسیار متنوعند. هرچند که محل قرار گرفتن آنها بر روی صفحه سه تار، بسیار گوناگون و متغیر است اما می توان گفت که از الگوی خاصی نیز پیروی می کنند. این الگو با ساختار، شکل و ابعاد کاسه متناسب است. از لحاظ عملکردی نیز این سوراخ ها صدایی را که در کاسه می پیچد به بیرون منتقل کرده و امکان حرکت صدا را از داخل کاسه ساز به بیرون فراهم می سازند.

دسته

دسته سه تار از لحاظ ظاهری به صورت یک مکعب کشیده، باریک و بلند است. دسته در امتداد کاسه قرار گرفته و تقریبا هم سطح با صفحه است. دسته از یک سو به کاسه و از سوی دیگر به سرپنجه محدود می شود. سطحی از دسته که سیم ها از آن گذر می کنند را روی دسته نام دارد که صاف ترین سطح آن است، سه سوی دیگر دسته، دو سطح کناری و گردی پشت دسته را شامل می شود. جنس دسته اغلب از چوب های سفت مانند چوب گردو است و از لحاظ عملکردی، امکان تغییر طول سیم و در نتیجه، ایجاد فرکانس های مختلف (فواصل مختلف موسیقایی) را ایجاد می کند.

شیار کنار دسته

شیار باریکی است که به تناسب چپ یا راست بودن ساز در یکی از سطوح کناری دسته قرار می گیرد. این شیار به عرض و عمق تقریبی 2 میلیمتر بوده و حدودا از ابتدا تا انتهای دسته ادامه دارد. از لحاظ عملکردی، این شیار تنها در موقع بستن پرده ها و به منظور تسهیل این امر استفاده می شود.

سرپنجه

در ساختار سنتی سه تار، شکل سرپنجه کاملا وابسته به شکل دسته است و از لحاظ ساختاری، در امتداد یکدیگر بوده و از چوبی یک تکه ساخته می شوند. حدفاصل دسته و سرپنجه (سردسته)، شیطانک است. در سرپنجه، چهار سوراخ تعبیه شده که محل قرار گرفتن گوشی هاست. دو عدد از این سوراخ ها در روی سرپنجه قرار دارد و دو عدد دیگر در سطوح کناری آن. سازندگان مختلف گاها تغییراتی را در شکل سرپنجه اعمال می کنند، این تغییرات از تغییرات جزئی مانند ذوزنقه ای شکل کردن سرپنجه تا تغییراتی کلان مثل تعبیه جعبه گوشی به جای سرپنجه، در سه تارهای مختلف دیده می شود. سرپنجه در منتهاالیه بالایی سه تار قرار دارد. در ساختار سنتی سه تار، جنس دسته و سردسته یکی است اما در نمونه های جدیدتر گاها تنوع جنس هم دیده می شود. از لحاظ عملکردی، سرپنجه محل قرارگرفتن گوشی هاست که به واسطه آنها سیم بر روی ساز بسته شده و میزان کشش آن، تنظیم می شود.

گوشی

از دو بخش تشکیل می شود: میله گوشی و گل گوشی. طول میله گوشی وابسته به قطر سرپنجه و قطر میله گوشی نیز در میان سازندگان مختلف، متفاوت است. قطر میله گوشی با به کارگیری ابزاری به نام “گوشی تراش” به سمت نوعی از استاندار شدن رفته است. بسیاری از سازندگان ترجیح می دهند جنس گوشی ها و سرپنجه از یک چوب باشد و غالبا هردو را از گردو انتخاب می کنند. گل گوشی، اشکال بسیار متنوعی دارد و یکی از اجزائی است که سازندگان در طراحی آن از سلیقه شخصی خود بسیار استفاده می کنند. از لحاظ عملکردی، گوشی محل اتصال سیم به ساز است. این عضو جزء معدود اجزاء متحرک سه تار است که این تحرک، امکان تغییر میزان کشیدگی سیم یا کوک کردن ساز را به نوازنده می دهد. میله گوشی از یک سو به داخل سوراخی که به همین منظور در سرپنجه طراحی شده می رود. اندازه میله گوشی و این سوراخ کاملا چفت هم هستند و گوشی به سختی در آن می چرخد. میله گوشی از سمت دیگر نیز به گل گوشی متصل است. گل گوشی که در امتداد میله گوشی قرار دارد درحقیقت، به عنوان دسته ای به منظور ایجاد امکان پیچاندن میله گوشی به کار برده می شود. بعضی از سازندگان، بر روی میله گوشی، سوراخ بسیار ریزی را ایجاد می کنند که به منظور اتصال سیم و میله گوشی به کار گرفته می شود.

پرده

در ساختار سنتی، پرده سه تار، نخ های تابیده شده ای از جنس روده گوسفند بوده اند که امروز نیز همچنان به عنوان پرده ایده آل برای بسیاری از نوازندگان و سازندگان محسوب می شوند ولیکن در کنار این پرده سنتی، امروز از نخ های بخیه (Cat Gut) و نیز گاها نخ های نایلونی استفاده می شود. این نخ ها به صورت سه یا چهار لایه دور دسته سه تار بسته می شوند. تعداد پرده ها بر روی دسته بین 23 تا 28 عدد متغیر است. پرده ها از لحاظ عملکردی، فواصل مطلوب موسیقایی را بر روی دسته ساز مشخص می کنند. به عبارت دیگر، پرده ها، محل قطع کردن سیم ها را به هنگام انگشت گذاری بر روی دسته ساز مشخص می کنند.پرده های سه تار، ثابت نبوده و امکان جابه جایی آنها توسط نوازنده وجود دارد. این موضوع با خصوصیات موسیقی دستگاهی ایران درارتباط است.

خرک

شکل کلی آن اغلب به یک ذوزنقه کشیده شباهت دارد اما سازندگان بنابر زیبایی شناسی خاص خود، جلوه های متفاوتی را برای این کلیت ثابت ایجاد می کنند. قاعده این ذوزنقه که بر روی صفحه قرار می گیرد از لبه آن که سیم ها بر آن می گذرند به مراتب پهن تر است، به عبارت دیگر، برش مقطعی خرک، شبیه مثلثی است که قاعده آن بر روی صفحه می نشیند و سیم ها از راس آن می گذرند. سازندگان گاها بر روی لبه خرک، شیارهای کوچکی ایجاد می کنند که سیم ها در آن جای گیرند. پایه یا قاعده خرک نیز متنوع است. خرک یک پایه، دو پایه و یا سه پایه است. جنس چوب خرک، متفاوت است ولی غالبا از چوب های شمشاد، فوفل، گردو و… استفاده می شود. همان طور که گفته شد خرک بر روی صفحه جای می گیرد اما جایگاه آن بر روی صفحه، به شکل و همچنین تراش صفحه بستگی دارد. در شیوه معمول، خرک بر روی ساز ثابت نیست و امکان جابه جایی آن وجود دارد هرچند که نوع دیگری نیز از خرک، جدیدا از سازهای دیگر اقتباس شده است. در این شیوه، سیم برخلاف شیوه فعلی که تنها از روی خرک رد می شود، به خرک وصل شده و خرک نیز به صفحه متصل می شود. بنابراین امکان حرکت و جابه جایی ندارد. از لحاظ عملکردی، وظیفه خرک، انتقال ارتعاش سیم ها به صفحه و در نتیجه به کاسه است. جنس، وزن و سایر مشخصات خرک بر صدای ساز بسیار تاثیرگذار است.

شیطانک

قطعه کوچک، مکعب شکل و تاحدی کشیده است که بر روی دسته ساز و حدفاصل دسته و سرپنجه قرار دارد. لبه شیطانک کمی از سطح دسته بالاتر است و سطح رویی آن گاها دارای شیارهایی است که محل قرار گرفتن سیم هاست. شیطانک به صورت موازی با پرده ها و نیز عمود بر دسته واقع شده و جنس آن معمولا از استخوان یا شاخ است. برای آنکه سیم ها روی شیطانک خوابیده و محکم شوند در شیوه های سنتی، یک پرده با تعداد لایه های بسیار بیشتر از پرده های روی دسته، در قسمت پشت شیطانک و روی سرپنجه بسته می شود. به این وسیله، سیم ها پشت شیطانک پایین آمده و روی دسته محکم می شوند. در سال های اخیر، این مجموعه (استخوان و این پرده ها) دستخوش تغییراتی بوده و و گاها یکپارچه شده اند. برای مثال، با تغییر فرم سرپنجه به جعبه گوشی، پرده پشت شیطانک حذف شده و یا آنکه با حفظ ساختار سنتی سرپنجه و با ایجاد تغییرات ساختاری در شیطانک، سعی در حذف این پرده کرده اند. بعضی اوقات نیز مشاهده می شود که ساختار سنتی کلا حفظ شده و تنها روی سرپنجه و پشت شیطانک کمی گود می شود تا درنتیجه سفت تر شدن پرده، سیم ها بهتر روی شیطانک بنشینند. از لحاظ عملکردی، شیطانک، طول سیم را معین می کند. از شیطانک تا خرک، حداکثر طول سیم مرتعش در سه تار است

سیم گیر

شکل ثابتی ندارند و بنابر سلیقه سازنده، اشکال گوناگونی به خود می گیرند. اندازه سیم گیرها با فاصله سیم اول تا چهارم یا عرض دسته متناسب است. جنس آن از شاخ قوچ، چوب شمشاد جنگلی یا چوب فوفل است. محل قرار گرفتن سیم گیر، منتهاالیه پایینی کاسه ساز و دقیقا در امتداد دسته است. بر روی سیم گیر، شیارهایی تعبیه شده که محل قلاب شدن حلقه های سیم ها هستند. از لحاظ عملکردی، سیم گیر، محل اتصال سیم به ساز است. همان طور که گفته شد در بعضی از سازها عملکرد سیم گیر و خرک ترکیب شده و خرک های ثابت بر روی صفحه استفاده می شود.

سیم ها

سه تار، چهار سیم فلزی دارد که با ضربه ناخن انگشت سبابه به ارتعاش درمی آیند. ظاهرا سیم های سه تار در گذشته از جنس ابریشم بوده اند اما امروزه این سیم ها از دو نوع فلز ساخته می شوند. سیم های سه تار را می توان به دو دسته سیم های سفید و سیم های زرد تقسیم کرد. سیم های سفید، مفتول هایی از آلیاژهای فولاد هستند و سیم های زرد، مفتول هایی از آلیاژهای برنج. سیم ها به ترتیب از پایین به بالا (براساس شیوه دست گرفتن سه تار) به سیم اول (دو)، سیم دوم (سُل)، سیم سوم (همخوان یا مشتاق) و سیم چهارم (بم) نامیده می شوند. نسبت معمول سیم ها چنین است که سیم اول و سوم، هر دو سفید و با قطر 16 تا 24 صدم میلیمتر، سیم دوم، سیم زرد به قطر 20 تا 26 صدم میلیمتر و درنهایت، سیم چهارم نیز سیم زرد با قطر 35 تا 40 صدم میلیمتر به کار برده می شوند. طبیعتا سیم ها اصلی ترین اجزاء سه تار هستند که ارتعاش آنها مبنای تولید صداست.

قلوه

درمورد اتصال دسته ساز به کاسه، شیوه های گوناگونی وجود دارد. در شیوه های سنتی، این اتصال بدون هیچ واسطه ای برقرار می شده اما دربعضی از شیوه های نوین، اتصال کاسه و دسته به واسطه قلوه صورت می گیرد. قلوه از لحاظ شکل ظاهری، دقیقا شکل داخلی گردن (گلو) کاسه را دارد و ترکه ها روی آن قرار می گیرند. قسمت داخلی قلوه به صورت یک فاق، خالی شده و محل قرار گرفتن زبانه دسته سه تار است. این عضو هیچ نمود بیرونی ندارد و تنها به عنوان واسطه ای جهت اتصال کاسه و دسته عمل می کند. قلوه درحقیقت، فضای خالی میان کاسه و دسته را پر می کند، در شیوه های سنتی، این فضای خالی به کمک تراشه های چوب (که گاها گُوه نامیده می شوند) پر می شده است.

تزئینات ساز

مقوله تزئینات سه تار، مقوله بسیار گسترده ایست که سعی می شود به اختصار به آن پرداخته شود. تقریبا تمامی اجزاء سه تار به عنوان محلی برای ارائه تزئینات به کار رفته اند. در کاسه های ترکه ای، این تزئین با ترکیب چوب هایی از جنس ها و در نتیجه رنگ های مختلف و یا به کارگیری استخوان یا فلز مابین ترکه ها نمود دارد. در مورد سیم گیر، تزئین غالبا در شکل سیم گیر نمود پیدا می کند و گاها از چوب هایی با رنگ های مختلف نیز برای آن استفاده می شود. روی دسته ساز با استفاده از ترکیب استخوان یا چوب، طرح های متنوعی اجرا می شود. شکل گل صفحه نیز جایی برای بروز تزئینات سه تار و ارائه ذوق سازنده است. بر روی گل گوشی نیز به دو شیوه، سازندگان به تزئین دست می زنند: شکل آن و ترکیب چوب و استخوان و یا چوب هایی با رنگ های مختلف. بسیاری از سازندگان، انتهایی ترین نقطه سرپنجه را هم با استفاده از چوب یا استخوان تزئین می کنند. به کار گرفتن اشک ها روی کاسه ساز و در قسمت اتصال ترکه ها نمونه دیگری از تزئینات ساز است. البته در این مورد از اشکال دیگری نیز استفاده می شود. یکی دیگر از فاکتورهای مهم در تزئین ساز، رنگ آن است. در مورد رنگ ساز، بعضی از سازندگان و نوازندگان معتقدند که ساز نباید رنگ داشته باشد چرا که رنگ، صدای ساز را خراب می کند اما سازندگانی نیز هستند که از رنگ های طبیعی و شیمیایی با غلظت های بالاتر از حدمعمول برای رنگ کردن ساز استفاده می کنند. درمجموع، تزئینات سازها و به طور خاص سه تار، موضوعی است که خود می تواند عنوانی برای یک پژوهش باشد. این تزئینات گاهی اوقات با هدف پوشاندن یک نقیصه در ساز استفاده می شود، برای نمونه، بسیاری از اشک هایی که در محل تقاطع ترکه ها بر روی کاسه نصب می شوند چنین کارکردی دارند. گاهی نیز تزئینات حتی بر خود ساز چیره می شوند و ساز از یک ابزار موسیقایی به یک اثر هنری بدل می شود.

همانطور که در ابتدا نیز طرح شد، این نوشته تنها یک طرح مسئله است که می‌تواند با افزودن رویکردهای میان رشته‌ای مثل آکوستیک، چوب‌شناسی و زیبایی‌شناسی و غیره مسیری را فراهم آورد که گفتگوهای درونی سازندگان با خود را به جریانی عمومی و قابل انتقال تبدیل کند. ضرورت شکل گیری زبان و واژگان تخصصی برای صحبت کردن درباره سازها و موضوعات مرتبط با آن ها، پیش شرطی است که در مقابل بسیاری از آروزهای سازندگان ساز قرار گرفته است و گذر از آن همان قدر که نیازمند افزایش مهارت و دانش سازسازی است نیازمند توانایی گفتن و نوشتن درباره آن است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

3 + 11 =