دسته‌ها
فیلم‌ها

«کاریز»: فراخوانی برای توجه به قنات «شفیع‌آباد»

زمین خشک و تشنه، دورنمایی لرزان از سراب، برهوت و صدای زوزوه بادی که گوینده می‌گوید سرعتش گاه تا ۱۲۰ کیلومتر در ساعت می‌رسد، شن‌‌های روانی که انگار سر سازش با احدی ندارند، ترس از طوفان. همین‌ها کافیست که سکوت و آسمان پرستاره را فراموش کنی و دلهره‌ای از کویر در عمق جانت بنشیند، جایی که انسان تنهاست و گویی زندگی را باید واگذار کرد و تسلیم شد چون طبیعت چنین می‌خواهد.
دقایق ابتدایی قیلم «کاریز، تداوم حیات» به کارگردانی محمدرضا مقدسیان، چنین تجربه‌ای از کویر را برای مخاطب رقم می‌زند. فیلمی از مجموعه چهار قسمتی «آب و آبیاری سنتی در ایران» که توسط مقدسیان و به سفارش گروه فرهنگ و ادب شبکه یک صدای و سیمای جمهوری اسلامی ایران ساخته می‌شود؛ ۵۵ دقیقه تصویر واقعی از منطقه «خور و بیابانک» واقع در استان اصفهان، گوشه‌هایی از «دشت کویر»، «بخش خشک سرزمین ما.»
مقدسیان پس از تاکید بر بخش‌های بی‌جان طیبعت کویری، اولین نمایندگان «جانداری» را در قالب چند بوته گیاه به تصویر می‌کشد و از آن‌جا به انسان می‌رسیم. دو مرد و یک پسربچه که بر سر چاه و چرخی ایستاده و خود را برای فرورفتن در دل این سازه کویری، آماده می‌کنند. فرو رفتن با چراغ و نور، در دل زمین و تاریکی، جایی که در اسطوره‌شناسی ایرانی، جایگاه شر است برای نجات منجی: آب. به تصویر درآوردن فضاهای درونی و پوشیده قنات، فضاهایی با ماهیت مردانه و ایجاد امکان حرکت در آن پابه‌پای دوربین، لحظات هیجان‌انگیزی را برای مخاطب علاقمند ایجاد می‌کند، مخاطبی که خود کمتر چنین امکانی را در عالم واقع داراست. حال صدای گام برداشتن انسان در آب، جای خود را به زوزه باد می‌دهد که حاکی از نوعی احساس امنیت است در دل کویری ناامن.
پس از پایان لایروبی قنات توسط این گروه، کویر با تمام سخت‌گیریش به حاشیه رفته و «آبادی» در متن قرار می‌گیرد. در این‌جا گزاره کلیدی ابتدای فیلم به ناگاه وارونه می‌شود، گزاره‌ای که می‌گفت: «در کویر، آب، راکد و خاک، جاری است.» با جاری شدن آب اما خاک، می‌ایستد و رام می‌شود و حتی به آب و انسان اجازه می‌دهد که شوریش را بزدایند و بارورش کنند. خط فیلم با مسیر حرکت آب پیش آمده و از فضاهای مختلف آبادی می‌گذرد، از فضاهای عمومی مانند مسجد و کوچه و پایاب و آسیاب گرفته تا خانه و فضاهای خصوصی افراد و از خلال این سفر، گوشه‌هایی از روزمرگی‌های کویرنشینان نیز به تصویر کشیده می‌شود: کشاورزی، تقسیم آب، ریسندگی، بافندگی، معماری و…
یکی از بخش‌های تاثیرگذار این فیلم، مرد میان‌سالی که به ناگاه از وسط جمعی مردانه بلند شده، پاچه‌های شلوارش را بالا می‌زند، بیل را برمی‌دارد و در کوچه‌پس‌کوچه‌های آبادی به سرعت می‌دود تا به زمینش برسد و قطره‌ قطره‌های آب را دریابد. مقدسیان از خلال این روایت، روحیه مردم کویر را به تصویر می‌کشد، مردمی که در سراسر فیلم نمی‌خندند و حتی بیکار تصویر نمی‌شوند. زمانی هم که در خانه میراب دور هم نشسته‌اند تا بر نحوه تقسیم آب و نوبت‌دهی آن نظارت کنند همگی مشغول بافتن حصیر از برگ خرما هستند. زندگی در این‌جا سخت می‌گذرد. همه چیز به موفقیت انسان در جاری کردن آب راکد بستگی است و وقتی که جاری شد باید پابه‌پای او بدوی و مراقبتش کنی.
این کار مقدسیان با محوریت آب و آبیاری، بیشتر ذیل گرایش انسان‌شناسی تکنیک می‌گنجد و تحت تاثیر رویکردی ماتریالیستی از فرهنگ قرار داد، رویکردی که به مادیت فرهنگ علاقمند است و شناخت جوامع انسانی را نیز بیش از هر چیز از خلال بررسی محصولات مادیشان ممکن می‌داند. این رویکرد در نقطه مقابل روش‌های نمادین و ذهنیت‌گرا از فرهنگ قرار دارد و بیشتر علاقه‌اش بر مطالعه بخش‌های مادی، ابزارها و تکنیک‌هاست تا دنیای درون انسان‌ها، باورها، اعتقادات و نمادهای پیرامون آن‌ها. البته قسمت بعدی این مجموعه ظاهرا رویکردی اجتماعی‌تر داشته و به نقش میراب می‌پرداخته که اجازه پخش نمی‌یابد. با این‌حال خود فیلم به عنوان یک اثر مستقل، حاکی از چنین رویکردی است.

همچنین از کلیت فیلم «کاریز، تداوم حیات» رویکردی علمی و عقلانی نسبت به محیط برداشت می‌شود. آب در بخش‌های کم‌شیب زمین، تشکیل سفره می‌دهد. روستاییان این اصل را می‌دانند و فن قنات را هم به ارث برده‌اند. پس با حفر این سازه آبی و نگهداری و لایروبیش و نیز ساختن آبادی‌ها بر سر مسیر آن، مشکل بی‌آبی را حل می‌کنند. این، حاوی نوعی رویکرد انسان‌مدار و افسون‌زدایی شده از هستی است درحالی که انسان‌شناسی به ما می‌گوید چنین نیست. همان‌طور که از اگوست کنت آموخته‌ایم تکامل تفکر بشری، دارای خط سیری سه‌گانه از ربانی (الهیاتی) به متافیزیکی و درنهایت، اثباتی (علمی) است. رویکرد مردم جوامع محلی کوچک را کمتر بتوان ذیل رویکرد اثباتی و علمی قرار داد. به این معنا که دیدشان به هستی و محیط، همواره آمیخته با اسطوره‌ها و نمادها و باورهایی است که الزاما علمی نبوده و رگه‌هایی از افسون و افسانه را دارند. همان‌طور که به طور مثال، جواد صفی‌نژاد در کتاب «نظام‌های آبیاری سنتی» خود نیز به باور نر و ماده بودن آب قنات اشاره کرده و رسم ازدواج با قنات را برای بازگرداندن رونق به آن توضیح می‌دهد. شخصیت «زن عمو زبیده» در کتاب او، خود موضوعی قابل توجه است.
با این‌حال آن‌چه در کار مقدسیان مثل سایر هنرمندان و انسان‌شناسان هم‌نسلش ستودنی است این فهمیدن عقلانیت، دانش بومی، هماهنگی با طبیعت و سازماندهی آگاهانه محیط برمبنای آن، احترام گذاشتن به آن‌ها و نیز ادای دین نسبت به آن‌هاست. کاری که جواد صفی‌نژاد نیز به گونه دیگری دست‌اندرکار آن بود. او سال ۱۳۵۹ در کتاب خود نوشت که ۲۱ هزار قنات دایر و فعال کشور در سال ۱۳۳۳ طی دو دهه بعد به ۱۵ هزار مورد کاهش یافته و روند بایر شدن قنات‌ها در کشوری که خشکی و کم‌بارانی، ویژگی آنست همچنان ادامه دارد. امروز که جدای از گذر زمان، حفر چاه‌های عمیق، کم‌توجهی مردم و نیز سوء مدیریت برخی مسئولین ر نیز باید به عوامل مخرب قنات‌ها اضافه کرد آن‌ها چه وضعیتی دارند؟
فرسایش قنات‌ها و افول تدریجی آن‌ها موضوع آخرین قسمت از این مجموعه مقدسیان بوده که تاثیر حفر چاه‌های عمیق بر وضعیت قنات‌ها را به تصویر می‌کشیده و متاسفانه، آن نیز اجازه پخش پیدا نمی‌کند. این درحالیست که مسئله فرسایش و تخریب قنات‌ها همچنان به قوت خود باقیست و بسیاری از آن‌ها در حال جان دادن هستند. در نمونه‌ای که خود نگارنده امسال از نزدیک شاهد آن بود قنات شفیع‌آباد واقع در بخش شهداد استان کرمان، یک دهه پیش به منظور احداث رستوران زیرزمینی، دستکاری شد. در فاصله دو میله، میله‌های جدیدی با دهنه پهن‌تر حفر کردند. ورودی قنات را پلکانی کرده و قابلیت تردد ایجاد نمودند و همچنین حاشیه مسیر گذر آب را چنان وسیع کردند که قابلیت مکث گروهی و سرو غذا را در زیر زمین داشته باشد. جدای از این‌که صرف اجرای چنین پروژه‌هایی در این فضاها، به مثابه شوخی با تمدن و نیز به بازی گرفتن زندگی مردم روستاهای وابسته به آنست، نیمه‌کاره رها کردن آن به مدت یک دهه، خود «عذری بدتر از گناه» محسوب می‌شود. حیات دو روستا وابسته به این قنات قدیمی است و با وضعیت به وجود آمده، فرسایش قنات بالا رفته، لایروبی آن سخت شده، میزان آبدهی کاهش یافته و بحث آلودگی آب نیز جدی است. علاوه بر این، مسیر قنات به محلی برای اختفای قاچاقچیان انسان در وسط دل کویر تبدیل شده و همه، وضعیت بدی را برای منطقه و ساکنان آن ایجاد کرده است.
ماموریت مقدسیان در کاریز نیمه‌تمام مانده، مسئله‌ای که او قصد نمایشش را داشت کاملا به قوت خود باقیست و این درحالیست که دیگر کمتر فیلم‌سازی مانند او و کمتر انسان‌شناسی مانند صفی‌نژاد، دغدغه حضور در بخش خشک سرزمین‌مان و مطالعه بر موضوعات ساده‌ای چون آب را دارند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

4 × سه =