معرفی انسان‌شناسی فضای خانگی

 

جا، مکان، محل، منطقه، فضا و هر واژه مترادف دیگری با این مفاهیم همگی علی‌رغم تفاوت‌های قراردادی‌ای که با هم دارند به یک معنای نسبتا مشترک نیز اشاره دارند و آن، ظرفی است که «بودن» ما در آن امکان‌پذیر شده است. “فضا” از مهم ترین و پایه‌ای ترین مفاهیمی است که انسان از دیرباز به آن فکر کرده‌ و همواره مورد مناقشه اندیشمندان مختلفی بوده و هست. فضای خانگی، یکی از حوزه‌های نسبتا جدید انسان‌شناسی است که خانه را از قدیمی‌ترین و مهمترین دستاوردهای مادی بشر می‌داند؛ جایی که منشا بسیاری از تجربه‌های تلخ و شیرین انسانی است، محل اولین تجربه‌هایی همچون «نفرت» ، «اشتیاق» «عشق» یا «پرخاشگری». درحقیقت خانه، محل حضور دوگانه‌های بسیاری است: استراحت/ جنب و جوش، قدسی/ ناثدسی، قلب/ مغز، رفتن/ آمدن و… عرصه‌ای برای کشمکش‌های مختلف جنسیتی، طبقاتی، سیاسی، مذهبی و درنهایت، جایی که پایه‌های شخصیت و هویت افراد در آن شکل می‌گیرد.
به نظر می‌رسد که مطرح کردن این مباحث تحت عنوان حوزه‌ای مجزا، بیشتر واکنشی به کم‌توجهی انسان‌شناسان معاصر به فضاهای درونی و خانگی باشد چنانکه در مقدمه کتاب “در خانه؛ یک انسان‌شناسی فضای خانگی” – At Home, An Anthropology Of Domestic Space- به این مسئله اشاره می‌شود. این کتاب، یکی از آثار مکتوب در زمینه انسان‌شناسی فضای خانگی است که از مجموعه‌ای مقاله با محوریت این موضوع تشکیل شده است. تاریخ انتشار ویرایش اول آن به ۱۹۹۹ بازمی‌گردد و دومین ویرایش آن نیز مربوط به سال ۲۰۰۶ است. در مقدمه آن آمده که گرچه ما بخش زیادی از زندگی‌مان را در خانه صرف می‌کنیم، ارتباطات عاطفی اولیه ما در خانه شکل می‌گیرد و جامعه‌پذیری ما از آنجا شروع می‌شود بااین‌حال، مطالعاتی که بر فضاهای عمومی انجام می‌شود به مراتب بیشتر از مطالعات بر فضای خانگی است. همچنین Irene Cieraad، گردآورنده مقالات این کتاب، در بخش دیگری از مقدمه، به این مسئله اشاره می‌کند که حتی همین پژوهش‌های محدود بر فضای خانگی نیز اغلب توسط روان‌شناسان محیط یا کارشناسان مطالعات فرهنگی و جامعه‌شناسی صورت می‌گیرد که رویکردهایی متفاوت از انسان‌شناسی دارند. عموما خانه از نظر آنها بخشی از سبک زندگی، محلی برای مصرف و نیز شاخصی برای تعیین طبقه اجتماعی است. نویسنده همچنین از غیبت یک رویکرد انسان‌شناسانه به فضای خانگی گلایه کرده و آنرا مغایر با سنت‌های تحقیقاتی تثبیت شده در علم انسان‌شناسی می‌داند. او یادآوری می‌کند که بررسی خانه‌های قبیله‌ای و تفسیر نشانه‌شناختی آنها از جهت ارتباطشان با سلسله مراتب اجتماعی، تمایزات جنسیتی و نیز کیهان‌شناسی آن قوم، از مهمترین علاقمندی‌های همیشگی انسان‌شناسان بوده است. در بین معدود کارهایی که توسط معاصران در زمینه خانه انجام شده می‌توان به مطالعه پیر بوردیو در بر خانه‌های قبیله‌ای در الجزایر اشاره کرد. بوردیو در این پژوهش، دو بخش اساسی را در فضای خانگی این قبیله تشخیص می‌دهد: نیمه پایینی خانه که تاریک، شیب‌دار و مرطوب است و مکانی برای فعالیت‌های طبیعی انسان: تولد، رابطه جنسی، خواب و مرگ محسوب می‌شود. این مکان، فضایی زنانه است و در مجاورت محل نگهداری حیوانات قرار دارد و نیمه بالایی خانه که مکانی دارای نور و آتش است و از میهمانان در آنجا پذیرایی می‌شود. این مکان عموما فضای مردانه خانه است. بدین‌ترتیب او دوگانه‌های بالا/ پایین، روشن/ تاریک و نیز متمدن/ طبیعی را در ارتباط با دوگانه مرد/ زن قرار داده و به تفسیر و تحلیل آن می‌پردازد.
این گرایش از انسان‌شناسی معتقد است که فضا و زمان، صرفا ظرف‌هایی برای شکل گرفتن فرآیندهای اجتماعی نیستند بلکه خود آنها را می‌توان به عنوان فرآیندهایی اجتماعی مورد مطالعه قرار داد و در همین ‌راستا، خانه، یکی از مهمترین اشکال سازماندهی اجتماعی فضاست. فضاهای خانگی ما در گذر زمان چه تغییراتی کرده‌اند و چرا؟ درحال حاضر، ما چگونه فضاهای درونی خود را از معرض دید دیگران دور نگه می‌داریم، تا چه حد این کار را انجام می‌دهیم و علت آن چیست؟ چرا در آشپزخانه نمی‌خوابیم یا چرا اتاقی را فقط به خواب اختصاص داده و همین نام را بر رویش قرار می‌دهیم؟ چرا لباس‌های کثیف را در مکان‌هایی قرار می‌دهیم که جلوی دید نباشند یا چه چیزهایی را در معرض دید دیگران قرار می‌دهیم؟ فضای خانه را چه‌طور تفکیک کرده و بین اعضای خانواده تقسیم می‌کنیم؟ برای زیبایی و تزئینات خانه چه تصمیماتی می‌گیریم و منشا آنها چیست؟ این‌ها بخشی از سوالاتی است که انسان‌شناسی فضای خانگی قصد پاسخ دادن به آنها را دارد.
منابع:
– کرنگ، مایک، ۱۳۸۳، جغرافیای فرهنگی، ترجمه مهدی قرخلو، تهران، انتشارات سمت.
– Cieraad, Irene, 2006, At Home, An Anthropology Of Domestic Space, US

دیدگاهتان را بنویسید