موسیقی و فاصله ها در پیک نیک

رفتن به کوه و دشت و صحرا سابقه ای دیرینه دارد اما آنچه را اهالی علوم اجتماعی با عنوان پیک نیک می نامند، به فعالیتی فراغتی در دوره صنعتی شدن جوامع و پس از آن اشاره دارد که عده ای از آن با عنوان «نوعی همزیستی مسالمت آمیز در فضای باز » یاد می کنند. فعالیتی که غالبا در فضایی سازمان نیافته انجام می شود. برخی از پژوهشگران به چگونگی سازمان دهی فضا توسط انسان، در چنین نمونه هایی علاقمند هستند. از نظر این گروه فاصله و فضا در روابط انسانی، موضوع مهم و قابل توجهی است. این پژوهشگران علاقمندند بدانند چگونه ما بدون آنکه آموزشی دیده باشیم می توانیم در یک صف، در مترو، در اتوبوس، در پیاده روها و یا هر مکان دیگری کنار هم بایستیم، بنشینیم و یا راه برویم و این رفتاها، تنش و مشکلی در روابط انسانی به وجود نیاورند. بعضی موارد و در برخی فضاها، فاصله ها بر ما تحمیل شده و یا به صورتی مستقیم به ما یادآوری می شوند، مثلا در مدرسه، نوع چیدمان صندلی ها و نیز اعمال نظر معلم است که فاصله بین افراد را تنظیم می کند اما در برخی فضاها که فاقد هرگونه نشانه فیزیکی یا ناظر خارجی تعیین کننده فاصله هستند فاصله ها چگونه حفظ می شوند؟ برای مثال در یک پیک نیک، ما چه طور می فهمیم که کدام نقطه از این فضای طبیعی مال ماست، آن را چه طور انتخاب کرده و چگونه مرزهای ان را به دیگران اعلام می کنیم؟ آیا همه این فرآیندها برمبنای یکسری فعالیت های فردی و خلاقانه و تصادفی صورت می گیرد؟ پژوهشگران معتقدند بدون شک، قواعدی در این دست از رفتارهای انسانی وجود دارد که هرچند هیچ کس و هیچ نهادی مشخصا به آموزش آنها نمی پردازد اما انسانها در جریان اجتماعی شدن بصورت ناخودآگاه آن را می آموزند. این قواعد از فرهنگی به فرهنگ دیگر متفاوت است. هدف این نوشتار، نشان دادن این مسئله است که افراد در یک فضای پیک نیکی چگونه و با کمک چه ابزاری، فاصله خود با دیگران و به عبارت دیگر، مرزهای ان را مشخص می سازند؟
***

فاصله چه انواعی دارد؟
ادوارد تی هال، انسان‌شناس آمریکایی در کتاب “بعد پنهان” به بررسی رابطه انسان و فضا پرداخته و انواع فاصله ها را در فرهنگ آمریکایی به 4 گروه زیر تقسیم می کند:
1- فاصله صمیمی: یعنی فاصله ای که در آن معاشقه، نوازش و درگیری رخ می دهد. در این حالت، قوانین رعایت فاصله به شدت کاهش می‌یابند. حس بویایی و احساس گرما افزایش می‌یابند و جزئیات طرف مقابل بصورت خارق العاده‌ای دیده می‌شوند. در این فاصله گفتگو، نقش بسیار کمی در ارتباط دارد و اکثر فرآیند ارتباط از طرق دیگر است. (مانند لمس، بو…)
2- فاصله شخصی: در این فاصله، اشخاص به قدری از هم فاصله دارند که می توانند با هم تماس فیزیکی داشته باشند (مثلا با هم دست داده یا به هنگام افتادن یکی، امکان گرفتن و بلند کردن او از زمین را دارند.) سطح صدا در این فاصله، متعادل است و هر چند حرارت بدن افراد احساس نمی‌شود اما بوی نفس و عطری که استفاده کرده‌اند قابل تشخیص است.
3- فاصله اجتماعی: کارهای غیر شخصی در این فاصله انجام می‌گیرد. افرادی که با هم کار می‌کنند و یا کسانی که در گردهم‌آیی‌ها شرکت کرده‌اند از این فاصله استفاده می‌کنند. فاصله‌ای است که مردم در آن جابجا می‌شوند. مثلا میزهای اداری افراد مهم نسبت به مراجعه کنندگان این فاصله را ایجاد می‌کند. در این فاصله ظرایف صورت محو می‌شود اما بافت پوست و موها قابل تشخیصند. در این ارتباط‌ها تماس بصری برای تداوم ارتباط اهمیت دارد و سطح صدا افزایش می‌یابد.
4- فاصله عمومی: در این فاصله، صدا بلند است اما نه در آخرین سطح آن. از حرکات دست و بدن برای صحبت استفاده شده و سرعت کلام کم می شود. در این فاصله، هر چه دورتر شویم امکان ارتباط برقرار کردن به عنوان یک انسان کم‌رنگ‌تر می‌شود. فاصله سخنران با گروه وسیع شنوندگان از این نوع است.

چه طور فاصله هایمان را از دیگران مشخص می کنیم؟
در فضای پیک نیک نیز می توان فاصله های چهارگانه هال را مشاهده کرد. افراد در فضاهای پیک نیکی از ابزارهای متعددی برای به نمایش گذاشتن فاصله ها بهره می گیرند، به عبارت دیگر پس از آنکه یک گروه، جای مشخصی را از میان فضاهای ممکن، برای استقرار برگزید از نشانه هایی برای اعلام حد و مرز خود به دیگران حاضر در فضای پیک نیکی استفاده می کند. این ابزارها و نشانه ها بسیار متنوعند. ساده ترین ان می تواند زیراندازی باشد بر زمین پهن می کند. این زیرانداز، محیط مشخصی را به عنوان فضای یک گروه خاص نشانه گذاری می کند. از نمونه های دیگر می توان به کنار هم قرار دادن چند اتومبیل در کنار هم و ساختن فضایی محصور و یا استفاده از چادرهای مسافرتی و یا ساختن فضاهایی به وسیله پارچه و چوب و طناب اشاره کرد. عده ای نیز از خود ساختار طبیعت و عناصر موجود در آن به عنوان حفاظ و مرز استفاده می کنند، مانند تخته سنگ ها، درختان، پناهگاه ها و… این فضاها می توانند با تغییر یا بدون تغییر مورد استفاده قرار گیرند. یکی دیگر از ابزارهایی که به این منظور مورد استفاده واقع می شود موسیقی و در معنای عام تر آن، صداست. اگر تراکم جمعیت در یک فضا زیاد نباشد افراد به نحوی استقرار می یابند که استقلال و فضای صوتی نسبتا مجزایی نیز داشته باشند به گونه ای که صدایشان و شوخی هایشان را دیگران نتوانند بشنوند و گفتگوهای خودشان نیز مزاحمتی برای دیگران ایجاد نکند. اما با بالا رفتن تراکم، این فضاهای صوتی، هرچه بیشتر به یکدیگر نزدیک می شوند. بنابراین موسیقی و صدا نیز می توانند به عنوان یکی از ابزارهای تعیین فاصله به کار گرفته شوند.

موسیقی به عنوان ابزار ایجاد فاصله
در اینجا با ارائه نمونه هایی نشان می دهیم که موسیقی چه طور می تواند فاصله های چهارگانه هال را در فضای پیک نیکی ایجاد کند:
1- فاصله صمیمی: از نمونه های این فاصله می توان به استفاده از هدفن برای گوش دادن به موسیقی به صورت فردی اشاره کرد. نمونه دیگر، اجرای موسیقی یا زمزمه آن به تنهایی است، مثلا فردی که با خودش راه رفته و آواز می خواند یا شعری را زمزمه می کند. درحقیقت در اینجا فرد دارد در فاصله ای صمیمی، از موسیقی بهره گرفته و به این طریق، فاصله ای را بین خود و دیگران ایجاد می کند. به عبارت دیگر در این حالت افراد سعی دارند بگویند که توجهی به محیط پیرامونی ندارند و سرگرم کار خود هستند.
2- فاصله شخصی: از نمونه های آن می توان به همخوانی و همراهی با موسیقی به صورت رقص یا کف زدن و… در جمع های کوچک اشاره کرد. در این حالت افراد با موسیقی خود به دیگران می گویند که محدوده ای فراتر از زیراندازشان متعلق به انهاست. درنتیجه دیگران یا می بایست در فاصله صوتی مناسبی از انها ساکن شوند و یا در صورت ورود به فضای صوتی آنها باید در فعالیتشان مشارکت کنند.
3- فاصله اجتماعی: این فاصله را در فضاهای پیک نیکی زمانی می توان مشاهده کرد که مثلا قهوه خانه موجود در فضا، صدای موسیقی خود را بلند کرده و بخشی از فضا را به خود اختصاص می دهد، به عبارت دیگر در این حالت، علت استفاده از موسیقی، اعلام موجودیت قهوه خانه و بسط دادن مرزهای ان به فراتر از حریم فیزیکیش است.
4- فاصله عمومی: این فاصله اغلب زمانی قابل مشاهده است که یک گروه یا سازمان بخواهد حضور خود و تسلط و کنترلش بر گستره وسیعی از فضا اعلام کند. در این حالت، موسیقی مشخصا جنبه نمادین دارد و حتی گاهی ممکن است به جای موسیقی از صدا در معنای عام آن استفاده شود. (پخش رادیو و برنامه های ان)

حرف اخر- همان طور که گفته شد پیک نیک، علی رغم انکه یک فعالیت فراغتی آزاد است، فعالیتی که ظاهرا از قواعد خاصی پیروی نمی کند اما در واقع، یک پدیده فرهنگی است که قواعد نانوشته بسیاری دارد. از جمله این قواعد، مسئله فاصله ها و چگونگی جایگیری افراد در فضاست. امروزه موسیقی نقش مهمی در تعیین و نمایش این فاصله به دیگران دارد که گاه به صورت مستقل از سایر ابزارها (اتومبیل، چادر مسافرتی و…) و گاه به صورت مکمل ان استفاده می شود. به عبارت دیگر، موسیقی در پیک نیک، ابزاری است که می تواند مرزهای موجودیت و مالکیت هر کدام از افراد شرکت کننده در فرآیند پیک نیک را مشخص کرده و به دیگران گوشزد نماید.

این مطلب ابتدا در ماهنامه سپیده دانایی منتشر شده است.

دیدگاهتان را بنویسید

19 − 2 =