راز دیگرگون شدن یک فرهنگ
امسال هم گذشت. تو هم بگذر از تمام روزها و سالهای تلخی که با هم داشتیم. سالهای اختلاف نظرهای مداوم، سالهای سوهان زدن به روح هم و سالهایی که هر کدام سعی میکردیم نقاط تمایز خود را با دیگری برجسته کنیم. من اگر از کسی میشنیدم که شکل تو هستم، تمام تلاشم را میکردم که بفهمم چرا چنین قضاوتی کرده و بعد، هر آن چه در توانم بود را به کار میبستم تا این شباهت از بین برود. انگار قرار نبود من و تو، استمرار بیولوژیکی و فرهنگی هم باشیم. از وقتی که به یاد دارم سراپا «نقد» بودم از [...]